سه شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٦

کلیات و مشخصات الگوی علوم انسانی اسلامی ویژه حوزه های علوم دینی

مقدمه:

نقش و جایگاه هر علمی تابعی از جایگاه موضوع آن علم است، انسان محور عالم هستی و طبق فرمان خداوند، گل سرسبد موجودات است و همه چیز برای او خلق شده است: «خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی» این جایگاه نشان از اهمیت علوم انسانی و نقش محوری آن در بین علوم دارد. رهبر فرزانه و اندیشمند انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله در بیانی بلیغ این حقیقت را چنین ترسیم نموده اند: «علوم انسانی روح دانش است، حقیقتاً همه دانش ها، همه تحرکات برتر در یک جامعه مثل یک کالبد است که روح آن علوم انسانی است، علوم انسانی جهت میدهد، مشخص میکند که ما کدام طرف داریم میرویم، دانش ما دنبال چیست؟»

اهمیت علوم انسانی بی نیاز از اثبات است. آنچه نیاز به تبیین و اثبات دارد، چیستی و فلسفه آن است و آن اینکه این علوم بر چه پایه هایی استوار بوده و چه جهتی را طی میکند؟ علوم انسانی رایج و حاکم بر زندگی بشر، چه تناسبی با هویت انسان و اقتضائات حیات او دارد؟ و بالاخره این علوم مبتنی بر کدام جهان بینی است؟ تناسب و تعارض آن با جهان بینی الهی چیست؟ بایسته های آن چیست؟ اینها و از این قبیل سوالات فراوانی است که متوجه این علوم است. بعد از پاسخ به این سوالات، نوبت به بایسته های علوم انسانی مبتنی بر جهان بینی الهی میرسد. رهبر حکیم و فرهیخته انقلاب در این باره نیز می فرمایند: «می بایست با تکیه بر میراث دینی و علمی برآمده از اسلام و مسلمین، فهم عمیق و نقادی دست آوردهای جدید بشری؛ براساس روش صحیح و ضابطه مندِ علمی بدون دلباخته شدن و بدون مغلوب شدن، علوم انسانی را به معنای حقیقی کلمه تولید کرد»

انقلاب اسلامی که در واقع انقلاب فرهنگی جهان اسلام است و تأسیس نظام اسلامی برخاسته از آن فرصتی بی بدیل برای انجام این مهم فراهم ساخته، رسالت دانشمندان و فرهیختگان کشور و جهان اسلام ، بویژه حوزه های علمیه و روحانیت، نسبت به این مهم را به مراتب سنگین تر نموده است. حوزه های علوم دینی به عنوان پایگاه معرفی دین و تبیین معارف و تعالیم اسلام متناسب، با حیات و نیازهای زندگی بشر، در هر زمان، مخاطبان اصلی این رسالت مهم محسوب میشوند.

بر این اساس و در پی بیش از سه دهه فعالیت علمی تربیتی در عرصه علوم انسانی. در حوزه های علمیه و تجارب به دست آمده و روشن شدن زوایای این عرصه و چالشهای فراروی آن و به دنبال مطالبات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در این خصوص بویژه در سال های اخیر. الگوی جدید در قالب رشته های علوم انسانی اسلامی و ناظر به نظامات اسلامی، با مشخصاتی که در پی خواهد آمد طراحی و تهیه و ارائه میشود:

علوم انسانی اسلامی؛ چالش ها و بایسته ها:

علوم انسانی، علومی است که حاوی یافته های نظری و ایده های کاربردی است که حیات فردی و اجتماعی انسان را سامان می دهد. بی تردید در این علوم تعریف ، خاستگاه و ظرفیت های انسان و عرصه های حیاتی و موقعیت او در جهان هستی در ترسیمِ اهداف، برنامه ها، اصول، محتوا، سرفصل، روش ها و انتظارات از معلمان و فراگیران تعیین کننده خواهد بود.

الف  - آسیب های علوم انسانی رایج:

با رویکرد آسیب شناختی به علوم انسانی رایج و متداول در عصر کنونی می توان اذعان نمود که:

  • این علوم از خاستگاهِ تعریف انسانِ بریده از هدف کلی جهان آفرینش تکوین یافته و موقعیت انسان به عنوان موجودی گزینش گر و مسئول در برابر خالق و حیات ابدی را نادیده گرفته است.
  • این علوم از منابع وحیانی و اقتضائات فطری انسان و عقلانیت ذاتی و حقیقت یاب او محروم و بر پایه تراوشات مادی گری با اغراضِ صرفاً دنیوی و سکولار استوار گردیده است؛ لذا نه اطمیان بخش است و نه دغدغه سعادت بشری را دارد، فاقد وحدت و انسجام درونی بوده و پایه و اساس آن بر آزمون و خطا و تجارب ناقص استوار گردیده و متزلزل و غیرقابل اتکاء است.
  • این علوم به لحاظ وابستگی به اندیشة محدود بشری بر جزء نگری تأکید نموده و نمی تواند تصویری کلان و جامع از انسان و نسخه ای کامل و پاسخگوی ساحتهای مختلف حیات بشری ارائه دهد و هرچه بیشتر توسعه می یابد بر تک ساحتی آن افزوده و در نتیجه فاقد خاصیت و کارآمدی لازم است.

ب  بایسته های علوم انسانی:

انسان از منظر اسلام موجودی گزینش گر، مختار و مسئول است و مسیری تکاملی را که منتهای آن حیات ابدی و قرب خدای متعال است طی میکند.

به تناسب این موقعیت دین اسلام برای سعادت و کمال شخصیت فردی و اجتماعی او در ابعاد مختلف، نسخه ارائه و همه عرصه های حیات انسانی را مرتبط ، جامع و کامل دیده است.

تحقق این مطلوب مستلزم توجه به همه این ابعاد و همراهی همه عناصر و حرکت و تعالی یکپارچه آنهاست. بهره مندی از این معارف و آموزه ها مستلزم آن است که:

  • همه آموزه های اسلام در موضوعی خاص یکجا و منسجم در یک کل یکپارچه تعریف و جایگاه اجزاء و ارکان و عناصر آن دیده شود.
  • دانش های انسانی برپایه نظام معرفتی، هستی شناختی، انسان شناختی و روش شناختی جامع اسلامی استوار گردد.
  • از سرمایة ارزشها، اندوخته ها و تجارب انسانی و انباشت تاریخی اندیشه ها و افکار بهره گیری شود.
  • رویکرد سیستمی و نظام واره به عنوان رویکرد، در تحقق بخش دانش مفید در حلقات مختلف حیات انسانی مورد اهتمام و تعریف قرار گیرد و بر این اساس برای هر یک از عرصه های حیات فردی و اجتماعی از قبیل جامعه، تاریخ، اقتصاد، تربیت، سیاست، مدیریت، حقوق، اخلاق، ارتباطات و... نظام اسلامی استخراج گردد.

رویکرد غالب در سیستم آموزشی رایج در تمدن اسلامی در طول تاریخ (به جز در چند دهه اخیر به علت سیطره سیستم آموزشی غربی)بر جامع نگری و توجه به ابعاد مختلف موضوع مورد تحقیق، استوار بوده و اکتفاء به شاخه ای جزئی بریده از کل ناپسند به حساب می آمده است. همین امر موجب تربیت انسانهای عالم و دانشمندی شده که گستره مطالعاتی آنها در زمینه های گوناگون مانع بهره وری بالا از دانش آنها نشده و زمینه حضور موفق و به موقع در عرصه های مختلف از جمله هدایت و رهبری و ایفای نقش در تحولاتِ علمی، فرهنگی، اجتماعی، بسیج توده ها، جنبش ها و انقلابهای اسلامی را فراهم نموده است.

بالاخره تربیت عالمان جامع الاطراف، ضرورت تأسیس رشته های علوم انسانی براساس نظامات را برجسته تر و ضروری تر می نماید؛ چه اینکه همواره از طلاب و دانشمندان اسلامی انتظار میرفته که علاوه بر تخصص در حوزه ای خاص، با رویکرد جامع بتوانند در تبلیغ و ترویج دین در فرهنگ عمومی و پاسخگویی به انتظارات اقشار مختلف و هدایت و رهبری توده مردم ایفای نقش نمایند و ملجأ و پناهگاه مردم در پیچ و خم های زندگی و بحران های فکری و دینی بوده و با شناخت جامع اوضاع بتوانند زمینه توسعه و بسط آموزه های اسلامی را فراهم کنند. این مهم با شیوه رایج در حوزه های علمیه و دانشگاه ها میسر نخواهد بود و می طلبد که سیستم آموزشی زمینه توجه به موضوع بطور جامع و نظام واره را فراهم سازد.

ج  رویکرد نظام واره به علوم انسانی:

رویکرد به نظام به معنای غیرتخصصی و عمومی دیدن دانش نیست بلکه به معنای توجه جامع و تخصصی به موضوع است. در این رویکرد موضوع مطالعه همچون یک نظام و سیستم تلقی میگردد که دارای خصوصیات زیر است:

  • موضوع دارای اجزاء مختلف است.
  • اجزء موضوع در ارتباط و تعامل با هم بوده و نحوه روابط و مناسبات آنها در وضعیت کل مؤثر است.
  • کل دارای هدف مشخص است. و برای رسیدن به هدف باید در چینش و نحوه روابط و مناسبات اجزاء دقت لازم بعمل آید.
  • سیستم بر اساس اهدافی که برای آن تعریف شده است ممکن است متعادل یا نامتعادل شود؛ لذا در مباحث سیستم آسیب شناسی و شناخت انحرافات و مسائل حائز اهمیت است.
  • سیستم ممکن است در درون خود دارای خرده سیستم و خرده نظام باشد . به عنوان مثال نظام اجتماعی در درون خود به خرده نظام های اجتماعی تبدیل میگردد؛ این مهم باید در تعریف رشته ها و ارتباطات آنها مورد عنایت قرار گیرد تا در مقاطع تحصیلی بالاتر و تولید گرایش ها زمینه توسعه گسترده مطالعات را فراهم سازد.

 

اهداف کلی:

  • ایجاد زمینه تحول بنیادین در علوم انسانی بر مبنای جهان بینی و معارف اسلامی
  • فراهم نمودن شرایط بهره گیری از داده های دینی در علوم انسانی
  • بهره گیری از تجارب بشری و روش ها و ابزارهای پیشرفته در تبیین و تبلیغ دین
  • تربیت پژوهشگرانی که توانایی تحلیل مسائل فرهنگی و تبلیغی از دیدگاه اسلام راکسب کرده و قدرت نوآوری در آنها بوجود آمده باشد.
  • فراهم نمودن زمینه کارآمدی روضانیت در عرصه های مختلف تبلیغی، تعلیمی، تربیتی، تحقیقی و مدیریتی بویژه در عرصه بین الملل و تحقق ضوزه کارآمد، متناسب با رسالت عظیم آن در قبال جهان کنونی.
  • ضرور مقتدرانه و عالمانه دین و باورهای دینی در محافل علمی و آکادمیک جهانی

ساختار کلی:

بر اساس رویکرد یاد شده رشته های علوم انسانی اسلامی ناظر به نظامات اسلامی در راستای نظام سازی اسلامی از ساختار و ویژگیهایی که ذیلاً به آن اشاره می شود برخوردار خواهد بود:

ساختار : شاخص های ساختار این رشته ها عبارتند از:

  • بیان کننده کلیت و ابعاد هر یک از نظامات اسلامی
  • بیان کننده اهداف آن نظام
  • ترسیم کننده رابطه ارکان و اجزاء آن
  • تحلیل کننده اندیشه ها و مکاتب رایج در آن عرصه

منابع: منابع اصلی تغذیة محتوایی برنامه ها عبارتند از:

  • قرآن
  • سنت و سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم علیهم السلام
  • عقل و دستاوردهای علمی و تجربی بشر

اصول: اصول حاکم بر ارائه این برنامه ها عبارتند از:

  • بهره گیری از روش های متقن و مفید مطابق نظام روش شناسی اسلامی
  • اهتمام به دو بعد نظری و کاربردی دانش های ارائه شده
  • اهتمام به تربیت مبلغ، محقق و مدرسِ مؤمن، مهذب و کارآمد
  • پرهیز از نگرش تک بعدی به علوم اسلامی در جهت تربیت انسانهای جامعنگر
  • اهتمام به تربیت انسانهایی دارای توان تحلیل در عرصه مطالعاتی مربوط با نگاه جهانی

د  اجزاء و مؤلفه های برنامه ها:

یادآوری:

از آنجا که در فعالیتهای علوم انسانی در ضوزه های علوم دینی تکیه بر تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) است و از سویی حد نصاب لازم تحصیلات علوم دینی برای ورود به این رشته ها گذراندن سطوح مقدماتی و میانی (اتمام سطح 2 دروس حوزه های علمیه)است، دروس علوم انسانی در مقطع کارشناسی به صورت محدود و در حد آشنایی طلاب با این علوم و آمادگی برای ورود به مقاطع بالاتر مورد توجه قرار گرفته است. لذا الگوی پیش رو ناظر به مقطع کارشناسی ارشد رشته های علوم انسانی است.

با عنایت به مقدمات، اصول و مبانی یاد شده محتوا و اجزاء برنامه های رشته های علوم انسانی طبق این الگو عبارتند از:

الف) دروس پایه: شامل واحدهای اساسی دروس فقه و اصول پیشرفته به منظور تقویت دانش فقهی و اصولی طلاب در سطح عالی در راستای فراهم نمودن زمینه و قدرت استنباط و اجتهاد در معارف اسلامی متناسب با ابعاد مختلف زندگی بشرِ امروزی.

ب) دروس مبانی اندیشه اسلامی: به منظور تقویت مبانی اعتقادی و استنباطی طلاب و آمادگی جهت ورود نقادانه به عرصه مطالعات در علوم انسانی، بخش دوم برنامه ها را واحدهایی از دروس مبانی اندیشه اسلامی مشترک بین همه رشته های علوم انسانی تشکیل می دهد.

ج) دروس تخصصی: این بخش متناسب با نظام برنامهای آموزش عالی ایران به لحاظ ساختار شامل 22 واحد درسی به اضافه 6 واحد پایان نامه است که در هر یک از رشته ها متناسب با آن رشته ارائه میگردد و از اصول زیر پیروی میکند:

  • تبیین کننده اصول و چارچوب آن نظام از منظر قرآن و سنت
  • تبیین کننده اصول و چارچوب آن از منظر فلسفه و جهان بینی اسلامی
  • تبیین کننده ابعاد فقهی آن نظام
  • ارائه کننده اندیشه های اندیشمندان مسلمان در این زمینه
  • ارائه کننده روش های تحقیقی متناسب با آن نظام
  • ارائه کننده اصول و نظریه های رایج در آن رشته
  • نقد و بررسی نظریه های رایج در آن رشته بر اساس مبانی و منابع اسلامی

این بخش که چارچوب ساختاری رشته های علوم انسانی، طبق تعاریف آموزش عالی را تشکیل می دهد خود، دارای دو قسمت است:

  • واحدهای درسی مشترک بین شاخه ها و گرایشهای مختلف هر رشته به میزان 22 واحدبه عنوان دروس تخصصی مشترک.
  • واحدهای درسی هر یک از شاخه های تخصصی آن رشته به میزان 2 واحد به عنوان گرایش

یادآوری: تقلیل واحدهای مشترک و افزودن به واحدهای گرایش به لحاظ ماهیت بعری از رشته ها در چارچوب 22 واحد همانند رشته های حقوق و اقتصاد امکان پذیر است.

  • پایان نامه: بخش پایانی تحقیقات این مقطع در قالب پایان نامه زیر نظر استاد راهنما و مرتبط با گرایش منتخب ارائه میشود.

د) دروس جبرانی: از آنجا که این برنامه بر اساس ادامه سطح 2 دروس حوزه علمیه طراحی شده است در جهت جبران معلومات طلاب نسبت به دروس کارشناسی، در هر رشته تا 20 واحد بنا بر تشخیص گروه علمی مربوط ارائه و مدت زمان آن به طول دوره ارشد افزوده می شود