سه شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٦


ارسال به دوست

در محضر استاد - 9

درس اخلاق استاد نیازی (دام ظله)


درس اخلاق استاد نیازی (دام ظله)بِسْمِ الله الْرَّحْمنِ الْرَّحیمِ

موضوع جلسه: شکر نعمت

 اين موضوع، دامنه گسترده­اي دارد؛ يکي از مظاهر شکر نعمت، همين توجه به نعمت­هاي الهي است. بايد اين توجه را داشته باشيم که خداوند به ما توفيق داده است و در يک شرايطي قرار گرفته­ايم که إن­شاء­الله از سربازان امام زمان(عج) باشيم؛ به­ويژه شما عزيزاني که از راه­هاي دور، واقعاً توفيق هجرت إلي الله نصيبتان شده است. به اين دليل آمده­ايد که معارف دين الهي را بگيريد و إن­شاء­الله آن را نشر دهيد و به وظيفه طلبگي عمل کنيد؛ چه نعمتي بالاتر از اين مي­تواند باشد!

آنچه براي ما جنبه هشدار دارد، به­ويژه براي شما عزيزان، اينکه اين نعمت بسيار بزرگ نصيبتان شده است که در سن جواني موفق شده­ايد و به حوزه علميه قم آمده­ايد؛ حوزه­اي که مورد توجه ويژه آقا امام زمان(عج)  است؛ غرق اين نعمت هستيد؛ آن وقت با وجود اين نعمت بسيار بزرگ، اگر ما درست درس نخوانيم، اين همان کفر نعمت است.

دقت کنيد! علت موفقيت مرحوم شيخ عباس قمي; اين بود که بااعتقاد مي­فرمود: «من جيره­خوار امام زمان(عج)  هستم و اين زمان و ساعت­ها، براي خود من نيست». بنابراين در تابستاني که به همدان مسافرت کرده بودند و به دليل مشهور بودنشان، مردم براي ديدن ايشان مي­آمدند، ولي ايشان در همان­ حالت هم تأليف مي­کردند؛ به­­طوري­که در مجلسي، برخي از نزديکان به ايشان اعتراض کردند که اکنون مردم براي ديدن شما آمده­اند، صحتبي داشته باشيد! ايشان فرموده بودند که چون من جيره­خوار امام زمان(عج) هستم، وقت من، براي خودم نيست. حتي در يک سفري که ماشين پنچر مي­شود، ايشان در همان حالت هم، وسايل نوشتن خودشان را بيرون مي­آورند و به تأليف مشغول مي­شوند تا تعمير ماشين تمام گردد.

پس براداران عزيز! شما در شرايط بسيار خوبي قرار داريد؛ بزرگ­ترين نعمتي که خداوند نصيب شما کرده، همين نعمت توفيق است؛ توفيق يعني «جمع الأسباب»؛ به­هرحال، شرايط، مقدمات و زمينه­هايي پيش آمده است و خداي مهربان، يا به دليل اينکه پدرومادر خوبي داشته­ايد، يا اينکه نيت­هاي پاکي بوده است که شما به اين سمت هدايت شده­ايد. امام خميني، در آن اوج قدرت و رهبري که داشتند،  فرموده بودند: «يک روز طلبگي در قم را بر اين وضعيت فعلي خودم ترجيح مي­دهم». بنابراين بايد بسيار به هوش باشيم، از اين وقت خودمان، از اين زماني که بسيار محدود است، بسيار خوب استفاده کنيم؛ چه­بسا اين مسئوليت پيدا شود که به توفيق الهي شما عزيزان بتوانيد رسالت­هاي عظيمي را انجام دهيد، يک اجتماع عظيمي را آماده کنيد و از آماده­کنندگان زمينه آن ظهور عدل جهاني باشيد؛ پس دقت کنيد که در شرايط اين­گونه­اي قرار داريد.

يکي از علما مي­فرمود که آقا امام زمان(عج)  را در خواب ديدم؛ در همان عالم رؤيا به ايشان عرض کردم که هنگام توسل، شما را به کدام بزرگوار قسم بدهيم؟ حضرت فرمودند که به جيره­خواران من، يعني همين طلبه­ها!

طلبه اگر طلبه واقعي باشد، خيلي باارزش است؛ بدانيد که هيچ مقامي بالاتر از مقام طلبگي نيست؛ سربازي امام زمان7 بالاترين افتخاري است که نصيب شما شده است.

* نخستين مرتبه شکر

نخستين مرتبه شکر اين است که موقعيت خودمان را بفهميم؛ يعني اولين مرتبه شکر نعمت، توجه به نعمت است، بفهميم که در چه شرايطي هستيم؛ اين نعمت، اين توفيق، نصيب شما شده است که شايد نصيب ميليون­ها انسان ديگر نشده است؛ انسان­هايي که در جهل محض به سر مي­برند و در کمال بي­خبري هستند؛ ولي به لطف خدا، اين شرايط براي شما عزيزان به وجود آمده است.

شکر،مرتبه­ هاي بسياري دارد که البته ما در همين مرتبه اول و گام اول مانده­ايم! چون به موقعيت خودمان توجه نداريم؛ به اين ارزش و توفيقي که خدا نصيب ما کرده است، توجه نداريم. عالم بزرگوار، بحرالعلوم، در يکي از شب هاي احياء، با خواص از اصحاب و شاگردان، شب­زنده­داري مي­کردند و «بک يا الله...» مي­گفتند؛ در همين حالت بودند؛ يک لحظه اين عالم بزرگوار فرمودند که اگر اکنون هر دعايي بکنيد، مستجاب است. ممکن است که احساس ­کردند، آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  حضور دارند؛ چون ايشان تشرف­هاي متعددي خدمت آقا داشته­اند؛ پس اين احتمال بعيد نيست. به­هرحال، پس از مجلس، بحرالعلوم، شاگردها را امتحان کردند؛ از آن­ها پرسيدند که از خدا چه حاجتي خواستيد؟ هرکسي يک چيزي گفت؛ ايشان فرمودند که همه ضرر کرديد! در اين هنگام، يکي از شاگردان که اهل هندوستان بود، گفت که من از خدا خواستم، تا دامنه قيامت، نسل و فرزندان من، از خادمان امام زمان(عج) باشند؛ در اين لحظه بحرالعلوم فرمودند که اين برنده شد.

عجيب اينکه، هنوز که هنوز است، از دويست سال قبل تاکنون، از نسل آن آقا، عالم، مرجع يا نماينده مرجع تربيت شده است و حتي اکنون هم کساني از نسل ايشان، در همين سلک روحانيت هستند و نمايندگي مراجع تشيع را دارند.

عزيزان توجه کنيد! در مرحله اول مانده­ايم؛ يعني شکر اين نعمت را انجام نداده­ايم و بدتر آنکه، خداي ناکرده، مبادا کفر نعمت کنيم و به اين نعمت توجه نداشته باشيم.

* مرتبه ­اي بالاتر

مرتبه بالاتر در بحث شکر، اين است که حتي مصيبت را شکر بدانيم؛ در سجده پاياني زيارت عاشورا مي­گوييم: «اللَّهُمَ‏ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لک عَلَى مُصَابِهِم».‏ البته اين مرتبه براي مانند خانم، حضرت زينب است که وقتي آن ملعون به خانم طعنه زد، خانم فرمودند که «ما رأيت الّا جميلاً». پس اين مرتبه براي مانند خانم، حضرت زينب است و ما تنها در مقام گفتار و منبر و... از آن صحبت مي­کنيم.

* چهار نعمت، چهار شکر!

عزيزان بسيار توجه کنيد! درست است که ما در آن مرتبه بالاتر نيستيم، ولي همين مرتبه نخست، يعني توجه به نعمت­هاي موجود را مي­توانيم داشته باشيم.

آقا اميرالمؤمنين، علي(ع)  فرمودند: «مَنْ أَصْبَحَ وَ لَمْ يَقُلْ هَذِهِ الْكَلِمَاتِ خِيفَ عَلَيْهِ فَوَاتُ الرِّزْقِ...» (كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي، ص 170).

هر انساني که صبحگاه از خواب بيدار مي­شود، اگر خدا را بر چهار نعمت شکر نکند، ترس آن است که آن نعمت­ها از دستش برود.

ـ شکر اولين نعمت:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَرَّفَنِي نَفْسَهُ وَلَمْ يَتْرُكْنِي عَمْيَانَ الْقَلْبِ».

شکر مي­کنم آن خدايي را که من را خداشناس قرار داد تا کوردل نباشم؛ پس بايد خداوند را شکر کنيم بر اينکه دست کم، خداشناس هستيم.

ـ شکر دومين نعمت:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ».

چه نعمتي بالاتر از اين!

ـ شکر سومين نعمت:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ رِزْقِي‏ فِي‏ يَدِهِ‏ وَلَمْ يَجْعَلْهُ فِي أَيْدِي النَّاسِ».

شکر خدايي که رزق و روزي من را در دست خودش قرار داده است، نه در دست مردم.

ـ شکر چهارمين نعمت:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي سَتَرَ عَوْرَتِي وَلَمْ يَفْضَحْنِي بَيْنَ النَّاسِ».

شکر خدايي را  که پرده­پوشي کرد و عيب­هاي من را از چشم مردم پنهان نمود و من را بين آن­ها رسوا نکرد.

 * ناتواني در شکر، اوج مرتبه شکر!

دعا کنيم که خداوند به ما توفيق بدهد که دست کم، به اين موضوع شکر توجه داشته باشيم؛ خداوند به ما توفيق دهد که به مقام شکر نعمت برسيم؛ چطور به مقام شکر برسيم؟ در اين باره، روزي به حضرت موسي(علیه السلام)  خطاب آمد، همين که فهميدي انسان نمي­تواند شکر نعمت خدا را به جا آورد، اين خود يکي از درجه­هاي شکر است.

به گفته اهل دلي که مي­فرمود: «من چگونه شکر نعمت تو کنم که خود نعمت توام؛ نعمت چگونه شکر کند بر زبان خويش!» و به گفته سعدي: «هر نفسي که فرو مي رود ممد حيات است و چون برآيد مفرح ذات» تا آنجا که مي­گويد: «از دست و زبان که برآيد     کز عهده شکرش به درآيد.»

بالاتر از آن را امام سجاد(علیه السلام)  فرموده­اند که خود همين شکر کردن هم نعمتي است؛ براي اينکه خود اين شکر، توفيقي است و خدا نعمت توفيق را داده است که با اين نعمت توفيق، شکر کنم؛ پس خود اين توفيق نيز نعمتي است؛ بنابراين تا بي­نهايت تسلسل لازم مي­آيد.

اميدواريم که نعمت­هاي خدا از ما سلب نشود؛ به­ويژه به اين نعمت طلبگي توجه کنيم و شکر آن را به جا آوريم و شکرش به اين است که از اين فرصت طلبگي خوب استفاده کنيم و وقتمان را تلف نکنيم.

شماره خبر:٨٤٢٥٢     تاریخ: پنج شنبه ١٨ آذر ١٣٩٥    تعداد بازدید: 57

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: